روزانه های من ..

امروز یه دوست عزیزم را بعده 2 سال دیدم ..

البته اون یه خواهر شده برام .

وای دلم برایش خیلی تنگ شده بود

حس بسیار قشنگی بود ..

کلی تایم رو باهاش گذروندم ..

باهم راه رفتیم .. هوا هم که عالی بود  ..

حرف زدیم ..  البته من بیشتر حرف زدم زبان

ساعت هم که حسود هی تند میگذشت ..

 باورم نمیشد .. که ببینمش

خدا جونی مرسی




نوشته شده در تاريخ شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩ توسط کوچولوترین ستاره