گاهی باید چه کنم ؟!!

گاهی واقعا کلافه میشم  یا در حدی که دوست دارم سرم رو بکوبم جایی تا بمیرم .خلاص

 گاهی هرچی مشکل یهو میاد .. حتی اگه هم بخوام دونه دونه بهشون رسیدگی

کنم هم نمیشه ..

مثل الان که نمیدونم راهش چیه

کلی مشکله .. حس میکنم توی ، یه جای یه متری هستم و دورم دیواره

هرچی خودمو میکوبم به دیوار ها راه باز نمیشه .. که نمیشه

این جور موقع ها یه چیزی نیاز دارم که کمی

آرومم کنه .. تحملم یکم دیگه بیشتر شه ..شاید راهی پیداشه

الان توی بد وضعیتی هستم .. هرچه هم می خوام خودمو بیخیال کنم

باز نمیشه ..

دلم اون دخترکی رو میخواد که پشت کار داشت

اونی که تلاش میکرد تا موفق شه ..

اما ناراحت

/ 8 نظر / 4 بازدید
کاوه

سلام...... کمی متاسفم که توی این سن دچار افسردگی شدید اون دیوار نشونه ای از همین بیماری قرن است. اگه بتونی دیوار رو خرد کنی خوبه البته که میتونی. عمر درازی پیش رو داری... خرابش نکن.... تو این وضعیت هر کسی میتونه با یه کمی محبت........ دلتو ببره. میگی نه؟؟؟؟ مواظب خودت باش.بیشتر. تا دوباره[دست]

حسین

سلااااااااااام حالت چطوره ! این دیوارا چیه دو رو برت![نیشخند]

حسین

بیام بزنم همه رو خراب کنم ! احتمالا احتیاج به اسفناج داری مثل این فیلم ملوان زبل![نیشخند]

حسین

غصّه ی محترم لطفا مزاحم تنهایی من نشو حالا که نگارم ترکم کرده قلدری میکنی ؟ از ما تنها تر گیر نیاوردی؟[لبخند]

حسین

گاه یک سنجاقک به تو دل می بنند و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض ، تا بیاید از راه ، از خم پیچک نیلوفرها ، روی موهای سرت بنشیند ، یا که از قطره ی آب کف دستت بخورد ، گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است .

ن ا ر س ی س

یه جای یه متری که دور تا دورش دیواره ! یاد ماشین ِ افتادیم ! [مغرور] در ماشین رو باز کن پیاده شو ، حوصله ات سر نمیره اون تو ؟؟ [شوخی]