گیاه خواری

رفتیم بیرون .. هی میگه یچی بخوریم .. گشنمه

اون یکی میگه نه  

رو به من میکنن .. میگم باشه بخوریم

رفتیم سفارش غذا بدیم .. همون جایی که زدم توی ذوق یکی بخاطر تعریفش زبان

میگه همبرگر با سویا ..

میگم مگه گوشت نمی خوری ؟

میگه خیلی وقت نه .. گیاه خوارم

میگم مگه میشه چجوری با وجود اینهمه چیز خوشمزه

میگه به حیونا هرمون میزنند .. اونا اذیت میشن .. دلم نمیاد

بعد هم می کشننشون

میگم شیر .. ماست .. پنیر ..

میگه همه چی گیاهی ..

میگه میخوام برم ایران ..

میگم بری میمیری از گرسنگی که ..

میگه مگه اونجا مثه اینجا نیس .. قهقهه

خندم میگیره .. میگم نه  ..

میگه اونجا چجوریه پس ؟

میگم فقط گوشت .. پلو ..

میگه خو میرم لاغر شم .. حالا نه که چاق خیلی

گاهی فکر میکنم منم گیاه خوار شم .. اما بعضی غذا هارو خیلی دوست دارم خوشمزه

واقعا سخته که گوشت رو برای همیشه گذاشت کنار ..

چه اراده ایی داره .. خوش به حالش

/ 2 نظر / 3 بازدید
...

منم یه مدت گیاه خوار بودم. سخت نیست زیاد! البته تصمیم گرفتم یه مدت دیگه بازم شروع کنم به گیاهخواری! البته این دوست شما وجن هست که شیر و تخم مرغ نمی خوره.